عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
216
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
كوتاه و نزديكتر است شرح آن را ذكر [ مىكنيم ] و بعد از آن به خط جنوبى مىپردازيم . بادامو 370 از گشت تا نقطهء منزلگاه كه پشت گدار بادامو اوّل سردشت است پنج فرسنگ و خطش كلية رو به فراز [ ست ] و بهطرف شرق سير مىكند و يك فرسنگ اوّل نرم و هموار [ ست ] و بعد از آن مىرسد به رودخانه كه آن را رودخانهء بادامو مىگويند و رودخانهء مزبوره آبش تكزه [ ست ] و از سر گدار بادامو كه ذكرش خواهد رسيد تا اين نقطه هر هزار قدم و ربع فرسخى يك چشمه از اطراف و اكناف رودخانهء مزبوره جارى است . ولى در اينجاها ابدا كشت و زرعى نمىشود و آبى كه به جايى بتوان برد نيست مگر وقتى كه سيلاب بهواسطهء باران حركت كند كه در اين رودخانه از يمين گشت پيچيده به دزّك مىرود و هركس لازم داشته باشد خواهد گرفت . مجملا اين چهار فرسنگ ديگر تمامش در كف و اطراف رودخانه سير مىكند و جزئى سنگلاخ است و همهجا هم بهطورى كه ذكر شد آب دارد و اطراف اين رودخانه همهقسم درخت مثل بادام و گز و بنه و علوفه مثل درمشو [ 243 ] و كلته فراوان است . بند سياهان - سردشت 371 و از سر گردنهء بادامو ربع فرسنگى گذشته به سردشت مىرسد و اين كوه را كه گدار بادامو در آن است « بند سياهان » مىگويند و كوه بسيار مفصّلى است كه قريب سى فرسخ طول آن و از ابتداى خاك كوهك است الى سرحدّ خاش ، و رودخانه كه از آن طرف جارى است آن را رودخانهء بادامو مىگويند و از اين طرف به ناهو مىرود و آن را رودخانهء سردشت مىنامند . و در اين كوه درختهاى بادام و بنه و كور « 1 » زياد و علوفه مثل درمشو و كاكو كه در اينجاها « كاندال » مىگويند و بون كه اين دو قسم علف را هم اسب و قاطر مىخورد بسيار است . كبك و تيهو و شكارهاى كوهى هم فوق العاده در اين كوه ديده شده .
--> ( 1 ) - همان كهور و تلفظى ديگر از آن است .